خلاصه داستان سریال ترکی اسم من ملک قسمت ۱۷۳

همراهان عزیز سلام در این بخش خلاصه داستان سریال ترکی اسم من ملک قسمت ۱۷۳ را برایتان آماده کرده ایم.

امیدواریم از مطالعه این قسمت لذت ببرید و با دوستانتان به اشتراک بگذارید.

سریال اسم من ملک قسمت ۱۷۳

صبح سامی دوباره با کرم تماس می‌گیرد و از او میخواهد که حتما شب برای مسابقه برود. کرم با کلافگی تماس را قطع میکند. بانو پیش کرم آمده و در مورد علت دعوا سوال میکند و میگوید که حتما چیز مهمی است و دعوای ساده ای نبوده. کرم قصد توضیح به بانو را ندارد و از دخالت او عصبی می شود و بدون خوردن صبحانه از خانه می رود.
وقتی فوندا بیدار می شود، میبیند که آلپای میز مفصل صبحانه چیده و برای او آبمیوه درست میکند. آلپای می‌گوید که برای رسیدگی به زن و بچه اش این کار را کرده است‌. فوندا می‌گوید که او با این کارها پدر خوب محسوب نمی شود و فایده ای ندارد.
میتات به مغازه کبابی سیدعلی می رود و با محمود مشغول کار می شود.
خلیل به کارگاه می رود. ملک مشغول کار است. کمی بعد هنرجویانی را که کنعان برای آموزش به کارگاه آورده بود به آنجا می آیند. ملک از اینکه کنعان آنها را آورده است چیزی به خلیل نمی‌گوید. خلیل از آمدن هنرجویان جدید خوشحال می شود و آنها مشغول کار و تدریس می شوند.
کرم که نمیخواهد مربی صورت زخمی او را ببیند، به مربی زنگ زده و می‌گوید که مریض است و نمی‌تواند برای تمرین بیاید. مربی به او هشدار میدهد که به زودی مسابقه مهمی دارند و باید آماده باشد. او سپس از امره میخواهد که امروز به جای کرم بازی کند.‌امره خوشحال شده و به این فکر میکند که به زودی با نشان دادن فیلم بازی کرم در شرط بندی، او اخراج می شود و خودش جای کرم را میگیرد.
محمود با دیدن صورت میتات از او در مورد علت سوال میکند و میتات ماجرای دعوای کرم را تعریف می‌کند. محمود میفهمد که خلیل نیز با خبر است و از اینکه خودش نفر آخر بوده که فهمیده، دلخور می شود. جومالی نیز از صحبتهای آنها متوجه قضیه می شود.
عمر و گلشاد با هم بیرون می روند و به جاهایی می روند که در دفتر دفنه نوشته شده بود، اما عمر چیزی را به خاطر نمی آورد. گلشاد او را دلداری میدهد و می‌گوید که به زودی خوب می شود.
در کارگاه، خلیل و میرزا در مورد کرم صحبت میکنند. میرزا به خلیل میگوید که به مراد زنگ بزند تا از سامی به خاطر کار خلافش شکایت کند. خلیل میگوید که ملک نباید چیزی بفهمد زیرا ناراحت می شود و برایش خوب نیست.
کرم به بازارچه می رود. محمود با او به خاطر کارش دعوا میکند.جومالی نیز جلو آمده و با او دعوا میکند. کرم از اینکه میتات به همه موضوع را گفته است ناراحت و دلخور می شود. آلپای از سر و صدا جلو آمده و از کرم دفاع میکند. او خودش نیز وقتی می فهمد که کرم در قمار فوتبال بازی کردن متعجب می شود. کرم با ناراحتی و دلخوری می رود.
آلپای با یک نفر تماس می‌گیرد و چند نفر را اجیر میکند تا شب سراغ سامی بروند.
قدریه و اونزیله غذاها را آماده میکنند و میخواهند آنها را به مغازه ببرند. نفیسه به دفنه اصرار میکند که همراه آنها برود.
کنعان برای سر زدن به بچه ها به کارگاه می رود. خلیل وقتی می فهمد که آن بچه ها تحت سرپرستی کنعان هستند و کنعان آنها را به آنجا آورده، عصبی می شود و از اینکه ملک به او چیزی نگفته بود دلخور می شود. ملک میگوید که آن بچه ها یتیم هستند و او نیت خیر کار را در نظر گرفته و آنها گناهی ندارند. میرزا نیز حرف ملک را تأیید کرده و از او طرفداری می کند. با این حال خلیل از او دلخور است.

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان سریال اسم من ملک قسمت ۱۷۳ لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال اسم من ملک قسمت ۱۷۴ مراجعه فرمایید .

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم .

منبع : الو سریال