خلاصه داستان سریال ترکی تو در خانه ام را بزن (عشق مشروط) قسمت ۵۹

همراهان عزیز با سریال ترکی تو در خانه ام را بزن قسمت ۵۹ همراه شما هستیم

امیدواریم از مطالعه این بخش لذت ببرید.

سریال تو در خانه ام را بزن قسمت 2

سریال تو در خانه ام را بزن قسمت ۵۹

جرن مشغول نگاه کردن به عکس های فرید در گلفروشی آیفر است که همان موقع فرید به او زنگ می زند و می فهمد که جرن در گلفروشی است و خودش را می رساند.

او می گوید: «اومدم تا برای یکی که دوسش دارم گل سفارش بدم. » جرن اخم هایش توی هم می رود و کمی بعد آیفر روی میز جرن دسته گل را همراه یادداشت معذرت خواهی می گذارد.

جرن خیلی خوشحال می شود و آیفر هم که از علاقه ی جرن به فرید اگاه شده از او می خواهد تا شب را مهمانشان باشد.

سرکان با دیدن مادرش که تا آنجا آمده خیلی خوشحال می شود. آیدان می گوید که همه اینها به خاطر ادا است. همان موقع سلین هم کلید می اندازد و وارد خانه می شود. او با دیدن انها تعجب می کند و می گوید: «خونه مو آب برداشته بود و فکر میکردم این خونه خالی باشه که اومدم. » ادا کمی اخم می کند و آیدان که توی حال خودش نیست می گوید: «مگه هتل نبود؟! » سلین حرفش را نشنیده می گیرد.

آیدان برای همه قهوه می آورد و وقتی فنجان مخصوصی که با احساسات ادم ها رنگ عوض می کند را به دست سلین می دهد، فنجان رنگش قرمز می شود که معنای عشق را می دهد و ادا پوزخند می زند. او فورا فنجان را از دست سلین می گیرد و فنجان در دست او هم قرمز می شود که از چشم سرکان دور نمی ماند و لبخندی میزند.

افه از ادا می پرسد که به نظر او سرکان چه کسی را مقصر پاپوشی که برایش دوخته اند میداند؟ ادا کمی به او مشکوک می شود و فورا با افه قرار شام می گذارد.

پیرل به سرکان می گوید که هیچ مدرکی علیه این که چه کسی اطلاعات را دستکاری کرده ندارند. سرکان از پیرل می خواهد تا در جلسه و مقابل همه بگوید که فردا نتیجه ی این که چه کسی مقصر است به دستشان خواهد رسید. پیرل هم همین کار را می کند و حال افه کمی گرفته می شود.

سرکان به ادا می گوید که قصد دارد شب با افه شام بیرون بروند تا از زیر زبانش حقیقت را بیرون بکشد. ادا می گوید که افه از قبل با او قرار شام گذاشته و این کار را خودش خواهد کرد. سرکان کمی عصبی می شود اما به شرطی که ادا به وسیله گوشی تمام صحبت هایشان را به سرکان برساند قبول می کند.

انگین از پیرل می خواهد تا امشب زودتر به خانه بروند تا یک تفریح دو نفره انجام بدهند. پیرل می گوید که برایش سورپرایز دارد. وقتی انگین وارد خانه می شود می بیند که پیرل خانه را برای انجام یوگاه آماده کرده در حالی که انگین به خاطر فوتبال امشب کلی تخمه خریده تا ان را با پیرل تماشا کند! در نهایت وقتی انگین مشغول نگاه کردن به فوتبال است پیرل هم همانجا جلوی تلوزیون یوگا انجام می دهد که باعث می شود بحث بکنند.

وقتی سلین می فهمد که سرکان برای خوردن شام به رستوران می رود، تصمیم می گیرد همراهی اش کند.

آیدان با هیجان می خواهد برای آلپ تکین از بیرون رفتنش بگوید که آلپ تکین ویدیوی ورزشش با مربی اونور را نشانش می دهد. آیدان وقتی می بیند مربی او یک زن است حسابی عصبی می شود و حسادت می کند.

وقتی ادا می بیند ادا و سلین همراه هم به رستوران امده اند کمی حرص می خورد. از انجایی که میداند سرکان به حرف هایشان گوش می دهد در مورد بداخلاقی های سرکان و این که می خواد دیگر کسی را برای خودش پیدا کند حرف میزند.

افه هم می گوید: «ادا تو هم پر استعدادی و هم خوشگلی. اگه سرکان به خاطر کارش از تو جدا شده واقعا دیوونه ست! » سرکان از حرف های افه بیشتر حرص می خورد. ادا تماسشان را قطع می کند و سرکان با حرص به ادا اشاره می زند که به سمت دستشویی بیاید. سرکان با عصبانیت به ادا می گوید که کمی بعد او دنبالش می آید تا با هم به خانه برگردند!

وقتی فرید به خانه ی آیفر می آید، آیفر کمی در مورد زندگی اش از او می پرسد. بعد از رفتن فرید، آیفر به جرن می گوید که فرید هنوز آتش جدا شدنش با سلین داغ است و فکر نمی کند بتواند رابطه ی جدیدی شروع کند. جرن از این حرف او ناراحت می شود.

ادا سر میز با افه برمی گردد. افه به او می گوید که این اواخر سرکان مدام به او گیر داده. ادا می گوید: «چون فکر میکنه تو براش پاپوش دوختی. » افه با قیافه ای گرفته می گوید: «فردا باید با سرکان صحبت کنم. » همان موقع سرکان سر میرسد و از افه می خواهد همانجا حرفش را بزند.

افه می گوید که اشتباهی او محاسبات را وقتی بررسی میکرده اشتباه کرده! سرکان پوزخند می زند و می گوید: «اشتباهی؟! » افه ادامه می دهد: «امره هم از این موضوع خبرداره. من به خاطر این که اشتباهم رو جبران کنم هرکاری بتونم میکنم. »

بعد از رفتن او، سرکان می گوید: «به نظرم باید دنبال کار دیگه ای برای خودش باشه چون از این به بعد افه آکمان از زندگیمون بیرون میشه. » ادا رو به او می کند و می گوید: «تبریک میگم. مثل همیشه حق با تو بود. » و بعد تصمیم می گیرد خودش به خانه برود.سرکان می گوید: «من تورو میرسونم. » اما ادا می گوید: «نه برو پیش سلین. تو خونه منتظرته. » سرکان می گوید که این موضوع ربطی به سلین ندارد.

ادا می گوید: «چجوری میتونی انقدر راحت باشی؟ به من حسادت میکنی و از طرفی با دوست دختر قبلیت میری غذا میخوری! » سرکان می گوید: «این که من به تو حسادت میکنم از کجا دراومد؟! » ادا نگاهی به او می اندازد و می گوید: «باشه حسادت نکن سرکان بولات از این به بعد ادای متفاوت رو خواهی دید! »

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان سریال ترکی تو در خانه ام را بزن قسمت ۵۹ لذت برده باشید ؛در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال تو در خانه ام را بزن قسمت ۶۰   مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید .

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم

منبع : الو سریال