خلاصه داستان سریال ترکی تو در خانه ام را بزن (عشق مشروط) قسمت ۷۸

همراهان عزیز با سریال ترکی تو در خانه ام را بزن قسمت ۷۸ همراه شما هستیم

امیدواریم از مطالعه این بخش لذت ببرید.

سریال تو در خانه ام را بزن قسمت 2

سریال تو در خانه ام را بزن قسمت ۷۸

وقتی ادا پیش سرکان است، بالجا به سرکان زنگ می زند تا بتواند هدیه اش را به سرکان بدهد. اما سرکان می گوید که الان وقت مناسبی نیست. بالجا با ناراحتی در مورد این که خیلی هیجان داشته تا هدیه اش را به او بدهد می گوید و ادا به سرکان می گوید: «من میگم برو. خیلی کنجکاو شدم بدونم چی برات گرفته! » و با اصرار او سرکان به خانه ی بالجا می رود تا هدیه اش را از او بگیرد.
وقتی انگین برای بار چندم از پیرل می خواهد که او را با خانواده اش آشنا کند و پیرل سکوت می کند، انگین می فهمد که مشکلی این وسط وجود دارد و می گوید: «تو از این که منو به خانواده ت معرفی کنی خجالت میکشی؟ » پیرل می گوید: «تو آدم عالی هستی چرا باید خجالت بکشم؟ میدونی خانواده ی ما خیلی با هم فرق داره. خانواده ی تو خیلی گرم و صمیمین اما من تو خانواده ی پر تشنجی بزرگ شدم انگین. پدر و مادر تو خیلی تورو دوست دارن اما من حتی به دیدنشون هم نمیرم. گفتم اگه اینو بفهمی شاید دیگه منو نخوای. » انگین با مهربانی می گوید اینطور نیست و او را در آغوش می گیرد.
ادا به طبقه ی پایین می رود تا هدیه ی بالجا را ببیند و ناگهان با تندیس گچی از خود قیافه ی سرکان روبرو می شود و خنده اش می گیرد. سرکان هم از این بابت حرص می خورد و روی مجسمه را با پارچه می پوشاند تا حتی چشمش هم به آن نیفتد.
صبح سرکان برای ادا صبحانه ای مقوی می برد اما ادا که از دیدن مقدار کم آن خنده اش گرفته بلند می شود و خودش صبحانه ای مفصل اماده می کند. از طرفی سمیحا صبح زود آیفر را بیدار می کند که ادا کجا مانده. آیفر هم به ملو زنگ می زند و ملو وانمود می کند جرن که کنارش خوابیده ادا است اما سمیحا زرنگتر از این حرف ها است و از ملو می خواهد لحاف را کنار بزند. ملو هم همین کار را می کند و وقتی سمیحا دوباره سراغ ادا را می گیرد ملو و جرن می گویند که ادا در حمام است. سمیحا از آنها می خواهد به محض این که ادا از حمام بیرون آمد به او زنگ بزند.
ادا سر صبحانه هدیه ی سال نو سرکان را به او می دهد که کتابی با چاپ محدود و ارزشمند است و سرکان را خوشحال می کند.
طاهر به سمیحا زنگ می زند و خبر می دهد که ادا در خانه ی سرکان است. سمیحا هم با عصبانیت آماده می شود تا به خانه ی سرکان برود. از طرفی فیفی و ملو هم دوان دوان خودشان را به خانه ی سرکان می رسانند تا ادا را از انجا بیرون بکشند که سمیحا همراه آیفر و آیدان از راه می رسد. سرکان و ادا از دیدن انها جا می خورند. کمی بعد هم سیفی، شف الکساندر را که قرار بود در خانه ی آیفر منتظرشان باشد را به انجا می آورد و شف با خوردن غذای آیفر حسابی لذت می برد.
انگین و پیرل تصمیم می گیرند یک عقد ساده بگیرند و ازدواج کنند. انها اردم و لیلا را هم به عنوان شاهد سر میز عقد می برند.
شب بالجا حسابی به خودش می رسد و بعد تمام خانه را به هم می ریزد طوری که وانمود کند دزد آمده و با گریه و صدایی لرزان به سرکان زنگ می زند و از او کمک می خواهد. سرکان هم فورا خودش را می رساند و سعی می کند بالجا را آرام کند و به پلیس زنگ بزند که بالجا مانعش می شود و فقط از سرکان می خواهد که آن شب را کنارش بماند اما سرکان که به ادا قول داده تا شب در مهمانی شرکت همراهش باشد قبول نمی کند…
سمیحا در مهمانی شرکت است که متوجه خبری می شود که نشان می دهد ادا و سرکان با هم رابطه دارند. او سراغ ادا می رود و می گوید: «مگه بهت هشدار نداده بودم؟ » ادا می گوید: «منم گفته بودم هرکاری میخوای بکن! » همان موقع سرکان با کمی تاخیر از راه می رسد و بعد انگین و پیرل با خبر ازدواجشان همه را خوشحال می کنند. سرکان ادا را گوشه ای می برد و هدیه اش را که یک دستبند آرزو است را به او می دهد. ادا خیلی خوشحال می شود و درست وقتی که سرکان می خواهد موضوع مهمی را به او بگوید، افراد پلیس سر میرسند و سرکان را به جرم شکایتی که از او شده با خود می برند.

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان سریال تو در خانه ام را بزن قسمت ۷۸ لذت برده باشید ؛در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال تو در خانه ام را بزن قسمت ۷۹ مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید .

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم

منبع : الو سریال