خلاصه داستان سریال ترکی تو در خانه ام را بزن (عشق مشروط) قسمت ۸۱

همراهان عزیز با سریال ترکی تو در خانه ام را بزن قسمت ۸۱ همراه شما هستیم

امیدواریم از مطالعه این بخش لذت ببرید.

سریال تو در خانه ام را بزن قسمت 2

سریال تو در خانه ام را بزن قسمت ۸۱

ادا پیش سمیحا است که سمین هم از راه می رسد. سمیحا از ادا می خواهد که کمی بیشتر بماند. سیمن شروع به تعریف از سمیحا که مدت طولانی ای است او را می شناسد می کند در حالی که ادا با بی علاقه گی حرف هایش را در مورد مادربزرگش باور نمی کند و خیلی زود هم خانه را ترک می کند. از طرفی سرکان جلوی خانه ی ادا و خیره به پنجره ی او ایستاده اما وقتی می بیند چراغ اتاقش خاموش است با ناراحتی انجا را ترک می کند.
آیدان به کمک سیفی و آیفر به کمک فیفی سعی می کنند لباس زیبا و شیکی را برای قرار اولشان با الکس بپوشند. در آخر هردو لباسی زیبا به تن می کنند و آماده می شوند.
صبح بعد از ارائه سرکان و بعد هم ارائه ی ادا در مورد طراحی محیط، سیمن خیره به ادا می گوید: «شما با این کارتون دارین یه زندگی جدید به من هدیه میکنین. » همه از این حرف او جا می خورند اما سمیحا لبخند می زند.
بعد از ارائه بالجا سراغ سرکان می رود و به او می گوید که جلسه مطبوعاتی واجبی دارد. لیلا هم سر می رسد و جلوی سرکان به ادا می گوید پرنس سیمن از ادا خواسته تا برای دیدن اراضی همراه او برود. سرکان از این موضوع دلخور می شود اما چیزی نمی گوید و ادا هم با این کار موافقت می کند.
وقتی آیفر و آیدان همزمان به رستوران الکس می رسند، از دیدن هم جا می خورند و برای این که معلوم نکنند به دیدن الکس و به دعوت او امده اند، به دروغ می گویند که با دوستشان قرار دارند که الکس سر می رسد و از دیدن هردو به وجد امده و خوش آمد می گوید. تازه آیفر و آیدان متوجه می شوند که هردو به دعوت الکس امده اند. الکس مشغول آشپزی برای انها می شود و زن ها از خوردن غذای لذیذ او لذت می برند. آیدان در مورد ایتالیا با الکس صحبت می کند و آیفر که می بیند از بحث عقب مانده فورا بحث آشپزی را پیش می کشد و آیفر سکوت می کند. بعد الکس از هدیه ی هردو که ماکتی از یکی از جاهای دیدنی استانبول است تشکر می کند و می گوید: «شما دوتا سلیقه تون خیلی شبیه همه. » آیفر و آیدان با قیافه گرفته به هم خیره می شوند.
سرکان همراه ادا در زمین هایش قدم می زنند و در مورد این که آرزوی مادرش بوده که اینجا خانه ای داشته باشد و بچه هایش را پرورش بدهد صحبت می کند. ادا سعی می کند با او خوش برخورد باشد. وقتی ادا کمی سردش می شود سیمن فورا پالتویش را روی دوش او می اندازد و ادا جا می خورد و معذب می شود. بعد هم از ادا می خواهد تا اولین نهال این باغ را به دست او کاشته بشود. ادا به ناچار قبول می کند. سمیحا از دور به انها خیره می شود و لبخند می زند. سیمن ادا و سمیحا و سرکان را برای شب دعوت می کند تا از انها تشکر کرده باشد.
انگین به سرکان می گوید که آلپ تکین را به جرم استفاده از پول های تقلبی در باهاما دستگیر شده. سرکان از این موضوع جا می خورد و باور نمی کند پدرش همچین ادمی باشد.
شب سمیحا به ادا اشاره می کند که زودتر با سرکان تمام کند و فضا را برای سرکان و ادا خالی می کند و خودش همراه سمین کمی آن طرفتر می رود. وقتی سرکان به سمت ادا می رود، ادا به او می گوید که این رابطه درست نیست و باید جدا بشوند. سرکان حرف های او را باور نمی کند و می گوید که میداند اینها حرف های مادربزرگش است. ادا که به سختی سعی می کند بغضش را کنترل کند می گوید: «اما مامانبزرگم حق داره. نمیشه رو خرابه های گذشته رابطه ای رو ساخت. » سرکان با ناراحتی می گوید: «اما من به خاطرت سعی کردم عوض بشم ادا. چیزایی که تجربه کردیم چی؟ » ادا می گوید: «اشتباه بود. » سرکان که به وضوح دلش شکسته می گوید: «حق با توئه. ما نمیتونیم و نخواهیم تونست. » و انجا را ترک می کند. ادا هم با چشمان پر از اشک رفتن او را تماشا می کند.
آخر شب، سیمن که تنها شده پارچه ی تابلویی که تمام مدت روی ان را پوشانده بود کنار می زند و به عکسی از خودش در کنار زنی به شدت شبیه به ادا خیره می شود و می گوید: «اسمام… عشقم دوباره به هم رسیدیم. یه بار دیگه از دستت نمیدم.. »

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان سریال تو در خانه ام را بزن قسمت ۸۱ لذت برده باشید ؛در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال تو در خانه ام را بزن قسمت ۸۲ مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید .

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم

منبع : الو سریال