خلاصه داستان سریال ترکی وصلت قسمت ۸۱

سلام همراهان عزیز در این بخش خلاصه داستان سریال وصلت قسمت ۸۱ را برایتان آماده کرده ایم.

امیدواریم از مطالعه آن لذت ببرید.

سریال وصلت قسمت ۸۱

تکین و احمد صبح متوجه می شوند که صالح مغازه اش را بسته و از این بابت متعجب می شوند.

سلطان از نوع نگاه های پسر جوان تازه وارد در شرکت به فریده متوجه می شود که او به فریده علاقه دارد.

کرم فیرات را به شرکتش صدا می زند و با بازی بیلیارد و توپ هایی که روی آنها عکس هرکدام از شخصیت های مهم داستانش را نشانش می دهد و از طریق آنها به فیرات می فهماند که می داند با تحسین در ارتباط است.

فیرات هم همه چیز را در مورد تحسین به او می گوید. کرم از فیرات می خواهد تا چیزهایی که تحسین از او خواسته را اول برای او بیاورد و از طرفی هم به تحسین معلوم نکند که حالا برای کرم کار می کند. فیرات بعد از رفتن او به خود می گوید: «من تو این بازی نیستم. این توپ اشتباهیه. » و به توپی که عکس خودش روی آن چاپ شده چشم می دوزد.

عزیز می فهمد که نهیر چیزهایی در مورد شرکت را از او پنهان می کند و به خاطر همین به آلتان زنگ می زند و از او می خواهد به خانه ی نهیر برود و از گاوصندوقش پرونده های مهم را برایش بیاورد.

احمد و تکین در خیابان هستند که دو نفر به تکین نزدیک شده و در گوشش چیزی می گویند و او را با خود می برند. احمد تعجب می کند و همان موقع گولتن را می بیند. گولتن از او خواهش می کند تا به خانه شان بیاید و با سلطان صحبت کند تا شاید بتواند سلطان را از این حال و هوا دربیاورد.

کرم پیش نهیر می رود و می گوید از انجایی که فریده طراح شرکت او است و برای رفتنش به پرداخت غرامت نیاز دارد و همچین پولی ندارد، برای همین فریده در شرکت می ماند! نهیر با عصبانیت به او چشم می دوزد و بعد به اتاق فریده می رود و می گوید که حاضر است غرامت او را بپردازد تا به ایتالیا برود.

فریده قبول می کند و بعد با پوزخند می پرسد: «چرا هنوز از من میترسی؟ عزیز منو یادش نمیاد و شما نامزد کردین. دیگه دلیلی برای ترسیدنت نیست. » نهیر می گوید: «نمیترسم. اما به نظرم تو دیگه باید راه خودت رو پیدا کنی و بری. همانطور که عزیز راه خودشو پیدا کرده. عزیز تصمیمش رو گرفته و دیگه به من تعلق داره. »

تکین را پیش نجمی می برند. نجمی مقابل علی ایستاده و علی با دیدن تکین تعجب می کند و می پرسد: «این بچه چجوری کنار توئه؟ » نجمی می گوید: «تو اطلاعاتی رو که ازت خواستم برام بیار! »

کارمند جوان پرونده ای را به نهیر نشان می دهد و می گوید: «دخل و خرج شرکت به هم نمیخوره. سرمایه ای که چهار ماه پیش وارد شرکت شده با خرج شرکت مشکل داره. تو ارقام دستکاری شده. مدارک مالی خیلی بیشتر از خرجمونه. » نهیر این را که می شنود با نگرانی به تحسین زنگ می زند و این موضوع را به او می گوید. تحسین هم نگران شده و به نهیر می گوید که این خبر به هیچ وجه نباید به گوش عزیز برسد.

علی ملاقاتش با نجمی را به تحسین می گوید. تحسین هم جا خورده و نگرانی اش بیشتر می شود. علی فقط به تحسین می گوید: «مراقب خودت باش تحسین. این کارا دیگه عاقب خوبی نداره. »

فائق از حصیبه می خواهد تا او را به مغازه اش ببرد. حصیبه نمیداند چطور باید این کار را کند چون مغازه را به تحسین فروخته. او وقتی فائق را به سمت مغازه می برد می بیند که هیچ چیز مغازه عوض نشده و به تحسین زنگ می زند. تحسین می گوید: «من کاری به مغازه ندارم توام نداشته باش. بذار فائق فکر کنه مغازه مال خودشه. »

عزیز فریده را به اتاقش صدا می زند. نهیر وقتی این صحنه را می بیند نگران می شود و خودش را به اتاق و پیش عزیز می رساند و دلیلش را می پرسد. اما بعد می فهمد که نباید بیش از حد دخالت کند. همانجا عزیز از نهیر می خواهد تا شب را همراه خانواده دور هم شام بخورند.

امیدواریم از مطالعه  خلاصه داستان سریال وصلت قسمت ۸۱ لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه داستان سریال وصلت قسمت ۸۲ مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید .

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم

منبع : الو سریال