بایگانی‌ها عکس - مجله اینترنتی تیک تاک

عکس آلو بخارا تازه

بروز شده در تاریخ آذر ۲۶, ۱۳۹۹ تعبیر خواب


عکس آلو بخارا تازه

عکس آلو بخارا تازه ؛ آلو بخارا چه نوع آلویی است

عکس آلو بخارا تازه ؛ آلو بخارا چه نوع آلویی است همگی در سایت فال و خواب .امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم خواص مواد غذایی سایت است مورد توجه شما سروران گرامی قرار گیرد.

همانطور که می دانید قرآن کریم از بهشت با نام جنت نام برده است و معنی جنت باغی است که درختان میوه فراوان دارد.همچنین در این کتاب آسمانی از میوه های زیادی نام برده شده است.

بیشتر بخوانید : فواید و مضرات آب گازدار ؛ درمانی برای نفخ شکم در افراد می باشد

امروزه با پیشرفت جوامع بشری بیماری ها هم پیشرفت زیادی کرده اند و یکی از راه های نجات انسان از بیماری های مختلف شناخت کامل طبیعت و آشنایی با خواص گیاهان و میوه ها است.

از مهمترین میوه هایی که در قرآن از آنها نام برده شده است می توانیم به انجیر و زیتون اشاره کنیم که به تازگی یک گروه تحقیقات ژاپنی پی به خواص فوق العاده مصرف یک عدد انجیر و هفت عدد زیتون شده است.

عکس آلو بخارا تازه

همانطور که می دانید آلو بخارا نوعی آلویی طلایی رنگ و خوشمزه است که معروف به آلو قطره طلا نیز میباشد .

خواستگاه آن در مناطق شمال شرقی ، شمال غربی کشور و نواحی کوهستانی برخی از استان های مرکزی است.

بیشتر بخوانید : طرز گرفتن آب هندوانه ؛ تمام روش های متنوع برای تهیه آب هندوانه

وجه تسمیه این نوع آلو به (بخارا ) به این جهت است که این آلو بیشتر در  قدیم درخراسان کشت میشده است و از آن جا معروفیت خود را پیدا کرده و به این نام معروف شده است.

درخت آلو گیاهی خزان پذیر با برگهای متوسط و نوک تیز ، کناره اره ای ویا صاف وبدون کرک ومتناوب است .

گلها به صورت منفرد و یا خوشه که هر خوشه دارای ۵-۳گل می باشد . گلها دارای ۵ گلبرگ ، ۵ کاسبرگ ، خامه ، میوه وشفت معموﻷ یکدانه است .

شکوفه های آلو معموﻷ سفید رنگ وبدلیل داشتن ماده بنزالدئید قابل توجه برای زنبور عسل می باشد .

آلو بیشتر توسط پیوند روی پایه بذری ازدیاد می یابد .عمر مفید درخت آلو بخارا ۲۵ سال است.

آلو بخارا انواع مختلفی دارد که به خاطر محل تولید و نوع خشک کردن با هم تفاوت دارند.

آشنایی با دیگر خواص آلو بخارا

برای اینکه شما سروران گرامی با دیگر خواص آلو بخارا آشنا شوید این بخش را برای شما تهیه نموده ایم.

خواص آلو بخارا برای ریه چیست

خوشبختانه آلو بخارا از نظر پتاسیم غنی بوده و در نتیجه برای کسانی که فشار خون بالا دارند، بسیار مفید است.

همچنین در آلو بخارا مقدار زیادی نیاسین، ویتامین A و ویتامین b6 وجود دارد.

همچنین در آلو بخارا، یک ماده شیمیایی به نام هیدروکسی فنیلی ساتین hydroxphenylisatin وجود دارد که موجب تحریک عضلات نرم روده بزرگ و کارایی بیشتر آنها شده و در نتیجه، شستشوی ریه و کبد بسیار مفید می باشد.

برای استفاده از این خواص آلو بخارا برای ریه، ابتدا باید حدود نیم کیلو آلو بخارا را به همراه ۴ لیوان پر آب در ظرفی شیشه ای بجوشانید.

و هم زمان در حین جوشاندن، چوب دارچین را به آن اضافه نمایید.

سپس در هنگامی که رنگ آلو بخارا تغییر کرد، آن را از روی شعله بردارید.

و اجازه دهید تا کاملا خنک کننده شود. پس از خنک شدن جوشانده آلو بخارا را از آب جدا نمایید. و در ادامه آلوها را کاملا له کنید.

تفاوت آلو بخارا با آلو خورشتی چیست

همانطور که می دانید آلو بخارا در دسته خشکبار قرار دارد و از خشک کردن آلو به دست می آید.

برای تهیه آن، ابتدا آلو قطره طلا را در آب جوشانده و پس از خشک شدن پوست آنرا کنده و میگذارند زیر نور آفتاب تا خشک شود و به آن آلوی خشک و خورشتی نیز می گویند.

خواص آلو بخارا برای زنان

مصرف آل و بخارا در دوران بارداری فواید زیادی برای خانم ها دارد.

یکی از متدوال ترین مشکلات در خانم ها کم خونی است که آلو بخارا به دلیل داشتن آهن بسیار بالا باعث می شود که این مشکل در خانم ها از بین برود.

خواص آلو بخارا و خاکشیر

برای کاهش عطش به خصوص در دوران روزه داری بسیار موثر است.

برای پیشگیری و درمان یبوست بسیار موثر است.

طرز تهیه آلو بخارا

شما به چند روش می توانید آلو بخارا درست کنید که در زیر برای شما توضیح می دهیم.

اولین روش درست کردن آلو بخارا این است که آلو را شسته و در معرض نور خورشید قرار دهید تا خشک شود.البته در این روش رنگ آلوها کدر می شود و رطوبت آلوها خیلی کم است.

دومین راه که خیلی خوب و موثر است استفاده از دستگاه خشک کن آلو است که در انواع و اقسام اندازه و قیمت در بازار موجود است.

سومین روش استفاده از روش تیزابی است.کافش است که مقداری آب و پودر کربنات پتاسیم خوراکی را با روغن سبزه ترکیب کنید تا تیزاب حاصل شود.

حالا آلوها را در تیزاب بریزید تا خشک شوند.می توانید مدت کمی هم در معرض نور خورشید قرار دهید تا کاملا خشک شوند.

آلو بخارا برای زخم معده

کسانی که مبتلا به زخم معده هستند باید در مصرف این ماده غذایی احتیاط کنند و حتما تحت نظر پزشک مصرف کنند.

آلو بخارا برای سرفه

بر اساس اطلاعات گرفته شده از طب سنتی می توانیم بگوییم که آلو بخارا برای برای کسانی که سرفه می کنند و سینه درد دارند مفید است.

اگر ۵۰۰ گرم آلو بخارا را در ۲ لیتر آب بجوشانید تا پخته و نرم شود و صاف کنند و با قدرى شکر شیرین کرده، گرم یا سرد بخورند مسهل خوب و بى اذیتى براى گرم مزاج ها است.

همچنین مفید سینه، تا حدى که برای افرادی که سرفه می‌کنند و سینه درد دارند، مفید است بر خلاف سایر ترشی‌ها که مضر شش و سینه است.

آلو بخارا برای دیابتی ها

آلو بخارا در شاخص گلوکز رتبه‌ی بسیاری پایینی دارد، بنابراین خوردن آلو میزان قند خون را کنترل می‌کند و

خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ را کاهش می‌دهد. فیتونوترینت‌های موجود در آلو بلافاصله بعد از این‌که غذایتان را خوردید ترشح گلوکز در خون را کنترل می‌کند و

افزایش ناگهانی انسولین را بین وعده‌های غذایی کنترل می‌کند.

بنابراین توصیه می‌شود بیماران دیابتی آلو را در رژیم غذایی‌شان بگنجانند چون وضعیت‌شان را حادتر نمی‌کند و سلامت‌شان را حفظ می‌کند.

متخصصان طب سنتی برای درمان دیابت در دوران بارداری مصرف آلو بخارا را تجویز می کنند.

آلو بخارا چاقی صورت

برای چاقی صورت روزانه پنج عدد آلو بخارا میل کنید چرا که تحقیقات نشان داده میزان آنتی اکسیدان آلو بخارا بسیار بالا می باشد و این برای پر حجم کردن صورت بسیار مناسب است.

عکس آلو بخارا

بروز شده در تاریخ آذر ۲۵, ۱۳۹۹ تعبیر خواب


عکس آلو بخارا

عکس آلو بخارا ؛ و خواص آن برای درمان بیماران مبتلا به روماتیسم ، نقرس و تصلب شرائین مفید است

عکس آلو بخارا ؛ و خواص آن برای درمان بیماران مبتلا به روماتیسم ، نقرس و تصلب شرائین مفید است همگی در سایت فال و خواب .امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم خواص مواد غذایی سایت است مورد توجه شما سروران گرامی قرار گیرد.

همانطور که می دانید قرآن کریم از بهشت با نام جنت نام برده است و معنی جنت باغی است که درختان میوه فراوان دارد.همچنین در این کتاب آسمانی از میوه های زیادی نام برده شده است.

بیشتر بخوانید : فواید برگ بو در آشپزی ؛ ادویه و طعم دهنده ای عالی برای آشپزی با برگ بو

امروزه با پیشرفت جوامع بشری بیماری ها هم پیشرفت زیادی کرده اند و یکی از راه های نجات انسان از بیماری های مختلف شناخت کامل طبیعت و آشنایی با خواص گیاهان و میوه ها است.

از مهمترین میوه هایی که در قرآن از آنها نام برده شده است می توانیم به انجیر و زیتون اشاره کنیم که به تازگی یک گروه تحقیقات ژاپنی پی به خواص فوق العاده مصرف یک عدد انجیر و هفت عدد زیتون شده است.

عکس آلو بخارا

همانطور که می دانید آلو بخارا نوعی آلویی طلایی رنگ و خوشمزه است که معروف به آلو قطره طلا نیز میباشد .

خواستگاه آن در مناطق شمال شرقی ، شمال غربی کشور و نواحی کوهستانی برخی از استان های مرکزیاست.

وجه تسمیه این نوع آلو به (بخارا ) به این جهت است که این آلو بیشتر در  قدیم درخراسان کشت میشده است و از آن جا معروفیت خود را پیدا کرده و به این نام معروف شده است.

بیشتر بخوانید : نحوه مصرف بلوط برای معده ؛ برای تسکین درد معده چگونه بلوط را بخوریم

درخت آلو گیاهی خزان پذیر با برگهای متوسط و نوک تیز ، کناره اره ای ویا صاف وبدون کرک ومتناوب است .

گلها به صورت منفرد و یا خوشه که هر خوشه دارای ۵-۳گل می باشد . گلها دارای ۵ گلبرگ ، ۵ کاسبرگ ، خامه ، میوه وشفت معموﻷ یکدانه است .

شکوفه های آلو معموﻷ سفید رنگ وبدلیل داشتن ماده بنزالدئید قابل توجه برای زنبور عسل می باشد .

آلو بیشتر توسط پیوند روی پایه بذری ازدیاد می یابد .عمر مفید درخت آلو بخارا ۲۵ سال است.

آلو بخارا انواع مختلفی دارد که به خاطر محل تولید و نوع خشک کردن با هم تفاوت دارند.

آشنایی با دیگر خواص آلو بخارا

برای اینکه شما سروران گرامی با دیگر خواص آلو بخارا آشنا شوید این بخش را برای شما تهیه نموده ایم.

خواص آلو بخارا برای ریه چیست

خوشبختانه آلو بخارا از نظر پتاسیم غنی بوده و در نتیجه برای کسانی که فشار خون بالا دارند، بسیار مفید است.

همچنین در آلو بخارا مقدار زیادی نیاسین، ویتامین A و ویتامین b6 وجود دارد.

همچنین در آلو بخارا، یک ماده شیمیایی به نام هیدروکسی فنیلی ساتین hydroxphenylisatin وجود دارد که موجب تحریک عضلات نرم روده بزرگ و کارایی بیشتر آنها شده و در نتیجه، شستشوی ریه و کبد بسیار مفید می باشد.

برای استفاده از این خواص آلو بخارا برای ریه، ابتدا باید حدود نیم کیلو آلو بخارا را به همراه ۴ لیوان پر آب در ظرفی شیشه ای بجوشانید.

و هم زمان در حین جوشاندن، چوب دارچین را به آن اضافه نمایید.

سپس در هنگامی که رنگ آلو بخارا تغییر کرد، آن را از روی شعله بردارید.

و اجازه دهید تا کاملا خنک کننده شود. پس از خنک شدن جوشانده آلو بخارا را از آب جدا نمایید. و در ادامه آلوها را کاملا له کنید.

تفاوت آلو بخارا با آلو خورشتی چیست

همانطور که می دانید آلو بخارا در دسته خشکبار قرار دارد و از خشک کردن آلو به دست می آید.

برای تهیه آن، ابتدا آلو قطره طلا را در آب جوشانده و پس از خشک شدن پوست آنرا کنده و میگذارند زیر نور آفتاب تا خشک شود و به آن آلوی خشک و خورشتی نیز می گویند.

خواص آلو بخارا برای زنان

مصرف آل و بخارا در دوران بارداری فواید زیادی برای خانم ها دارد.

یکی از متدوال ترین مشکلات در خانم ها کم خونی است که آلو بخارا به دلیل داشتن آهن بسیار بالا باعث می شود که این مشکل در خانم ها از بین برود.

خواص آلو بخارا و خاکشیر

برای کاهش عطش به خصوص در دوران روزه داری بسیار موثر است.

برای پیشگیری و درمان یبوست بسیار موثر است.

طرز تهیه آلو بخارا

شما به چند روش می توانید آلو بخارا درست کنید که در زیر برای شما توضیح می دهیم.

اولین روش درست کردن آلو بخارا این است که آلو را شسته و در معرض نور خورشید قرار دهید تا خشک شود.البته در این روش رنگ آلوها کدر می شود و رطوبت آلوها خیلی کم است.

دومین راه که خیلی خوب و موثر است استفاده از دستگاه خشک کن آلو است که در انواع و اقسام اندازه و قیمت در بازار موجود است.

سومین روش استفاده از روش تیزابی است.کافش است که مقداری آب و پودر کربنات پتاسیم خوراکی را با روغن سبزه ترکیب کنید تا تیزاب حاصل شود.

حالا آلوها را در تیزاب بریزید تا خشک شوند.می توانید مدت کمی هم در معرض نور خورشید قرار دهید تا کاملا خشک شوند.

آلو بخارا برای زخم معده

کسانی که مبتلا به زخم معده هستند باید در مصرف این ماده غذایی احتیاط کنند و حتما تحت نظر پزشک مصرف کنند.

آلو بخارا برای سرفه

بر اساس اطلاعات گرفته شده از طب سنتی می توانیم بگوییم که آلو بخارا برای برای کسانی که سرفه می کنند و سینه درد دارند مفید است.

اگر ۵۰۰ گرم آلو بخارا را در ۲ لیتر آب بجوشانید تا پخته و نرم شود و صاف کنند و با قدرى شکر شیرین کرده، گرم یا سرد بخورند مسهل خوب و بى اذیتى براى گرم مزاج ها است.

همچنین مفید سینه، تا حدى که برای افرادی که سرفه می‌کنند و سینه درد دارند، مفید است بر خلاف سایر ترشی‌ها که مضر شش و سینه است.

آلو بخارا برای دیابتی ها

آلو بخارا در شاخص گلوکز رتبه‌ی بسیاری پایینی دارد، بنابراین خوردن آلو میزان قند خون را کنترل می‌کند و

خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ را کاهش می‌دهد. فیتونوترینت‌های موجود در آلو بلافاصله بعد از این‌که غذایتان را خوردید ترشح گلوکز در خون را کنترل می‌کند و

افزایش ناگهانی انسولین را بین وعده‌های غذایی کنترل می‌کند.

بنابراین توصیه می‌شود بیماران دیابتی آلو را در رژیم غذایی‌شان بگنجانند چون وضعیت‌شان را حادتر نمی‌کند و سلامت‌شان را حفظ می‌کند.

متخصصان طب سنتی برای درمان دیابت در دوران بارداری مصرف آلو بخارا را تجویز می کنند.

آلو بخارا چاقی صورت

برای چاقی صورت روزانه پنج عدد آلو بخارا میل کنید چرا که تحقیقات نشان داده میزان آنتی اکسیدان آلو بخارا بسیار بالا می باشد و این برای پر حجم کردن صورت بسیار مناسب است.

خلاصه داستان قسمت ۳۶ سریال ترکی اسرار خانواده + عکس

بروز شده در تاریخ آذر ۲۴, ۱۳۹۹ مطالب پیشنهادی


خلاصه داستان قسمت ۳۶ سریال ترکی اسرار خانواده + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۳۶ سریال ترکی اسرار خانواده را مطالعه می فرمایید. با ما همراه باشید. سریال ترکی اسرار خانواده به کارگردانی نیهات دوراک با ژانری درام محصول کشور ترکیه می باشد. Onur Uğraş و Murat Uyurkulak نویسندگان این سریال می باشند. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Ayça Bingöl – Bülent İnal – Ceyda Düvenci – Sercan Badur – Erdem Akakçe – Emel Göksu – Caner Şahin Eva Dedova – Sera Kutlubey – Can Albayrak.

قسمت ۳۶ سریال ترکی اسرار خانواده

خلاصه داستان قسمت ۳۶ سریال ترکی اسرار خانواده

کمال از حرفهای ماجده عصبانی شده و میگوید که از نیلگون دست نمی‌کشد و تا به حال بخاطر ماجده و اجبار او از زندگی مورد دلخواهش چشم پوشی کرده بود. سپس با عصبانیت به داخل سلول برمیگردد‌. چند نفر از افراد شرور سلول که از کمال پول می‌خواهند،سر راه او قرار گرفته و کمال را تهدید میکنند و سپس او را کتک می زنند. نیلگون پیش احمد، دوست خانوادگی کمال رفته و از او کمک میخواهد. احمد برای وضعیت کمال ناراحت است و این برخورد ماجده را درک نمی‌کند. او میگوید که دنبال وکیل مناسبی برای کمال میگردد. حسرت دوباره در خیابان با تارک روبرو می شود. تارک از حسرت برای قهوه دعوت میکند و وقتی می فهمد که حسرت بیکار شده است، به او پیشنهاد کار در شرکت خودشان در زمینه پروژه های موسیقی را میدهد. سپس پنهانی به سوزان پیام داده و می‌گوید که طبق نقشه پیش رفته است. حسرت از این پیشنهاد خوشحال شده و استقبال میکند. احمد به شرکت می رود و با یکی از دوستانش که در قسمت حسابداری است صحبت میکند تا بفهمد که ماجرای بدهی های کمال چیست.

آن مرد در کاغذی برای احمد می‌نویسد که نمی‌تواند در آنجا با او صحبت کند و بعدا یکدیگر را ببینند. هنگامی که احمد از شرکت بیرون می آید، ماجده او را میبیند و از آنجایی که به او شک دارد، از یکی از افرادش میخواهد که احمد را تعقیب کند. احمد با وکیل آشنای خود تماس میگیرد و از او میخواهد که به پرونده کمال رسیدگی کند. شب، در خانه ایبو سر میز شام، حسرت میگوید که شغل جدیدی پیدا کرده است، اما قدیر میگوید که دوباره از کار جدیدی که پیدا کرده بود اخراج شده و ماجده سپرده است تا به او کار ندهند. همان لحظه، صاحبخانه ایبو با عصبانیت دم خانه آمده و از تعدادی بالای افراد خانه شاکی می شود و با او بحث میکند. نیلگون می‌گوید که هر طور شده باید دنبال خانه بگردند. احمد با دوست حسابدار خود قرار گذاشته و میفهمد که طبق دستور ماجده، در محاسبات اخیر دستکاری شده و تغییراتی داده اند تا کمال بدهکار جلوه داده شود. کسی که احمد را تعقیب کرده بود، این قضیه را به گوش ماجده می رساند.

از هتل با فادل تماس گرفته و میگویند که برای تسویه حساب و برداشتن وسایلش باید به آنجا برود. فادل که پولی ندارد، دوباره پیش ماجده می رود و از او درخواست پول میکند. ماجده این بار یک ماموریت دیگر به او میدهد تا در ازای آن به او پول بدهد. فادل احساس قدرت کرده و برای خودش چند نوچه استخدام می‌کند و از آنها میخواهد که کارهایش را انجام دهند. نیلگون به ملاقات کمال می رود و متوجه صورت کبود و زخمی او می شود. کمال به دروغ میگوید که از روی تخت افتاده است، اما بعد از ملاقات، زن دیگری که صندلی بغلی نیلگون بوده، به او میگوید که داخل سلول افرادی شوهرش را کتک می زنند، زیرا این بلا سر شوهر خود او نیز آمده و درخواست جابجایی سلول کرده بود. نیلگون از شنیدن این خبر به شدت ناراحت می شود.

[تعداد: ۰   میانگین: ۰/۵]
۰ ۰ رای
Article Rating
برچسب ها

سریال ترکی اسرار خانواده سریال ترکیه ای

منبع : جدولیاب

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی بوی توت فرنگی + عکس

بروز شده در تاریخ آذر ۲۴, ۱۳۹۹ مطالب پیشنهادی


خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی بوی توت فرنگی +
عکس

سریال ترکی بوی توت فرنگی از منبع معتبر IMDB امتیاز ۴٫۸/۱۰ را گرفته است که امتیاز چندان جالبی نیست و کمی از متوسط پایین تر است. این سریال ترکیه ای در ژانر کمدی و عاشقانه ساخته شده است. کارگردانی این مجموعه برعهده فیلیز پاکمن می باشد. بازیگران اصلی این سریال Demet Özdemir , Yusuf Çim , Mahir Günşiray, Murat Başoğlu , Laçin Ceylan , Ekin Daymaz , Mine Tugay هستند.

سریال بوی توت فرنگی

خلاصه داستان سریال بوی توت فرنگی

داستان این سریال در مورد دو فرد متضاد به هم به نام آصلی و بوراک می باشد که آصلی در یک شیرینی فروشی کار می کند و قصد دارد سفارشی را به یک مشتری تحویل دهد. طی یک حادثه که ممکن بود زیر ماشین بوراک له شود ، از این حادثه نجات پیدا می کند اما کیکی که دستش بود می افتد و پخش زمین می شود. آصلی به شدت عصبانی شده و بوراک را سرزنش می کند و پس از این اتفاق از کارش اخراج می شود و به همین دلیل عصبانیتش نسبت به بوراک بیشتر می شود بوراک هم فردی خوش گذران است که دردسر های زیادی درست می کند و به همین دلیل پدرش او را به بودروم می فرستد تا در آنجا در یک هتل کار کند. آصلی هم از استانبول به بودروم نقل مکان می کند و این دو در آنجا دوباره با هم روبرو می شوند. این برخوردهای زیاد بین آصلی و بوراک منجر به شایعاتی می شود که این دو عاشق هم هستند. بوراک برای اینکه به این شایعات پایان بدهد ، مجبور میشود به دروغ شایعه کند که آصلی عاشق ولکان است.


خلاصه داستان قسمت ۱۱ سریال بوی توت فرنگی

قسمت ۱۰ سریال ترکی بوی توت فرنگی

خلاصه داستان قسمت ۱۰ سریال بوی توت فرنگی

قسمت ۹ سریال ترکی بوی توت فرنگی

خلاصه داستان قسمت ۹ سریال بوی توت فرنگی

خلاصه داستان قسمت ۸ سریال بوی توت فرنگی

خلاصه داستان قسمت ۷ سریال بوی توت فرنگی

قسمت ۶ سریال ترکی بوی توت فرنگی

خلاصه داستان قسمت ۶ سریال بوی توت فرنگی

خلاصه داستان قسمت ۵ سریال بوی توت فرنگی

قسمت ۴ سریال ترکی بوی توت فرنگی

خلاصه داستان قسمت ۴ سریال بوی توت فرنگی

خلاصه داستان قسمت ۳ سریال بوی توت فرنگی

قسمت ۲ سریال ترکی بوی توت فرنگی

خلاصه داستان قسمت ۲ سریال بوی توت فرنگی

خلاصه داستان قسمت ۱ سریال بوی توت فرنگی

[تعداد: ۰   میانگین: ۰/۵]
۰ ۰ رای
Article Rating
برچسب ها

سریال ترکی بوی توت فرنگی سریال ترکیه ای

منبع : جدولیاب

خلاصه داستان قسمت ۱۱ سریال ترکی بوی توت فرنگی + عکس

بروز شده در تاریخ آذر ۲۴, ۱۳۹۹ مطالب پیشنهادی


خلاصه داستان قسمت ۱۱ سریال ترکی بوی توت فرنگی + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۱۱ سریال ترکی بوی توت فرنگی را مطاله می فرمایید. با ما همراه باشید. سریال ترکی بوی توت فرنگی (Çilek Kokusu) محصول سال ۲۰۱۵ شرکت گلد فیلم ترکیه است. این سریال در ژانر کمدی و عاشقانه ساخته شده است که بازیگران اصلی آن عبارتند از؛ Demet Özdemir , Yusuf Çim , Mahir Günşiray, Murat Başoğlu , Laçin Ceylan , Ekin Daymaz , Mine Tugay .

قسمت ۱۱ سریال ترکی بوی توت فرنگی

خلاصه داستان قسمت ۱۱ سریال ترکی بوی توت فرنگی

آسلی ، بوراک را که جلوتر از بقیه به خانه رفته نمی‌بیند. او داخل رفته و منتظر میماند تا کمی بعد بتواند از خانه بیرون برود. بوراک به حیاط می رود تا مشغول بازی با سگ خود بشود. آسلی او را از پشت سر، از پشت پنجره میبیند. امل به اتاق آمده و میگوید که او پسر خانواده است. او به آسلی میگوید که کمی بعد با زن صاحبخانه صحبت میکند تا تکلیف ماندن او را مشخص کند. امل به همراه شکران پیش سلدا می روند و امل ماجرای برگشتن دخترش را به او میگوید. سلدا ابتدا راضی به ماندن او نیست، زیرا نگران شیطنت‌های بوراک است و ماندن یک دختر جوان در خانه را به صلاح نمی داند، اما شکران تضمین میکند که آسلی دختر خوب و متینی است و حد خودش را میداند. سلدا قبول کرده و امل خوشحال می شود. او به اتاق برگشته و ماجرا را به آسلی میگوید. در خانه سینان، ادا به او میگوید که دنیز دوباره با ولکان تماس گرفته و ولکان نیز از آسلی جدا شده است. سینان در راه شرکت، ولکان را نصیحت کرده و سپس میگوید که آسلی دختر خوبی بوده و شاید عشق واقعی او باشد.
چایلا و الچین به ازمیر برگشته اند. چایلا از اینکه از بوراک دور است و در ازمیر حوصله اش سر می رود شاکی است، و از الچین میخواهد که در استانبول نیز خانه بگیرند. الچین این پیشنهاد را قبول میکند. چایلا با خوشحالی با بوراک تماس گرفته و این خبر را میدهد. آسلی سریع حاضر می شود تا به قرار کاری برسد. او در خیابان، دوباره با بوراک که برای گرداندن سگ خود بیرون آمده برخورد میکند. آنها دوباره از دیدن یکدیگر کلافه می شوند، و هر دو به دروغ می‌گویند که در آن محله زندگی نمی‌کنند. آسلی از اینکه دیرش شده، شاکی می شود و سریع به سمت رستوران می رود و سپس با غنچه داخل می رود، اما مدیر رستوران میگوید که آنها دیر آمده و افراد دیگری استخدام شده اند. نهاد در شرکت مشغول کار است که زنی به اسم باشاک با او تماس میگیرد. نهاد بخاطر تماس باشاک هول می شود. باشاک میگوید که باید نهاد را ببیند اما نهاد میگوید که هیچ حرفی با باشاک ندارد. باشاک غیر مستقیم نهاد را تهدید میکند که بهتر است اول خودش ماجرا را بشنود.

نهاد با عصبانیت گوشی را قطع میکند. سینان که عاشق و دلباخته الچین شده، با او تماس گرفته و ابراز دلتنگی میکند. الچین میگوید که تصمیم گرفته است که در استانبول نیز یک خانه بگیرد. سینان بعد از قطع تماس، با املاک تماس میگیرد تا خودش یک خانه خوب و مبله برای الچین و چایلا بگیرد. غنچه و آسلی به قنادی سابق می روند تا تسویه حساب کنند. ولکان برای خرید همیشگی کیک توت فرنگی به قنادی آمده و آنها را می بیند. او در مورد کار از آسلی سوال میکند و آسلی میگوید که آنها هنوز کاری پیدا نکرده و در حال گشتن هستند. ولکان پیشنهاد میدهد که به جبران اذیتهای آنها در بودروم، خودش به آنها کمک کند و کار مناسبی به آنها بدهد. آسلی قبول نمیکند، اما غنچه سریع استقبال میکند. ولکان شماره آسلی را میگیرد تا برای کار با او تماس بگیرد .

[تعداد: ۰   میانگین: ۰/۵]
۰ ۰ رای
Article Rating
برچسب ها

سریال ترکی بوی توت فرنگی سریال ترکیه ای

منبع : جدولیاب

خلاصه داستان قسمت ۲۵۳ سریال ترکی سیب ممنوعه + عکس

بروز شده در تاریخ آذر ۲۴, ۱۳۹۹ مطالب پیشنهادی


خلاصه داستان قسمت ۲۵۳ سریال ترکی سیب ممنوعه + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۲۵۳ سریال ترکی سیب ممنوعه را مطالعه می فرمایید. با ما همراه باشید. فصل چهارم این سریال پر طرفدار هر دوشنبه ساعت ۲۰:۰۰ پخش می شود. «سیب ممنوعه» مجموعه‌ای عاشقانه – درام است که نمایش بی نظیری از تمایلات، احساسات و دروغ‌ها را دارد. سریال ترکی سیب ممنوعه با بازی بازیگران مطرح ترکیه ای  چون ادا اجه ، شوال سام ، طلعت بولوت ، نسریت حواد زاده و… این روزها از شبکه جم سریز و جم تی وی در حال پخش است.

قسمت ۲۵۳ سریال ترکی سیب ممنوعه

خلاصه داستان سریال ترکی سیب ممنوعه

زینب و ییلدیز(ستاره) دو خواهری هستن که خیلی به هم وابسته ان ولی آرزوهاشون کاملا متفاوته.. زندگی ییلدیز بعد از آشنایی با شاهزاده ی اشراف،اندر آرگون تغییر میکنه..اندر برای رهایی از شوهرش،هالیت آرگون، ییلدیز رو به کار میگیره ، وقتی این اتفاقا در زندگی ییلدیز میفته شرکتی که زینب در آن کار میکنه از طرف علیهان تاش دمیر خریداری میشه. علیهان یه کارمند خشن،پررو و ثروتمندی هست..تضادهای زینب و علیهان در مدت کوتاهی به جذابیت تبدیل میشه..و چیزی که زینب نمیدونه اینه که علیهان شریک و برادر زن دوم هالیت هست…

قسمت ۲۵۳ سریال ترکی سیب ممنوعه

بعد از رفتن ییعیت، اندر پیش کریم می رود و او را برای نهار بیرون دعوت میکند تا به رستوران بروند. در رستوران، اندر میگوید که یک مهمان آرد و سپس احسان نیز آمده و اندر به روی کریم می آورد که احسان به او پیشنهاد کار نداده بوده است . بعد از رفتن احسان، کریم که متوجه نیت اندر شده، با دلخوری و قاطعیت به او میگوید که مشکلاتش را مستقیم با خود او در میان بگذارد و دیگر احتیاجی به نقش بازی کردن نیست. شاهیکا با دوستش نهال تماس گرفته و برای شام با او قرار میگذارد‌‌ تا به همراه کایا بیرون بروند. سپس به مرت می سپارد که خبر آشنایی نهال و کایا و قرار شام شب را به گوش جانر برساند تا اندر نیز متوجه بشود. ییلدیز به همراه آسمان به فروشگاه می رود تا سرویس نقره های خانه را برای بدهی اش به بانک بفروشد. آسمان از اینکه ییلدیز تمام دارایی اش را از دست داده عصبی است و مدام او را سرزنش میکند.

هالیت متوجه نبود سرویس می شود و ییلدیز ناچار می شود ماجرا را به او بگوید. هالیت برخلاف تصور ییلدیز از او ایراد نمیگیرد. شب، شاهیکا و کایا به همراه نهال به رستوران می روند. ییلدیز و هالیت نیز به رستوران رفته و تصادفا یا آنها روبرو می شود و به اصرار شاهیکا سر میز آنها می نشینند. کمی بعد، اندر که ماجرا را از طریق جانر فهمیده، یه رستوران می رود و یا دیدن آنها شر میز و مخصوصاً دیدن ییلدیز و شاهیکا با هم، عصبانی شده و دعوا میکند. ییلدیز از اینکه اندر با او نیز دعوا کرده، متعجب می شود. روز بعد، متین، وکیل هالیت پیش او آمده و پرونده حضانت هالیت جان را به او میدهد. مشخص می شود که هالیت و اریم هر دو حرفهای اندر را شنیده بودند و هالیت که می فهمد ییلدیز به او خیانت کرده و به کریم علاقه دارد، از اریم میخواهد که چیزی به روی خودش نیاورد تا بتواند حضانت هالیت جان را بگیرد، زیرا نمی‌گذارد که پسرش پیش ییلدیز بزرگ شود.

[تعداد: ۰   میانگین: ۰/۵]
۰ ۰ رای
Article Rating
برچسب ها

سریال ترکی سیب ممنوعه سریال ترکیه ای

منبع : جدولیاب

عکس های دیده نشده از تولد خفن دختر یکتا ناصر و منوچهر هادی

بروز شده در تاریخ آذر ۲۴, ۱۳۹۹ مطالب پیشنهادی


عکس های دیده نشده از تولد خفن دختر یکتا ناصر و منوچهر
هادی

یکتا ناصر و منوچهر هادی در ۲۰ اسفندماه ۹۴ به عقد یکدیگر درآمدند و در آذرماه ۱۳۹۵ صاحب دختری به نام سوفیا شدند. این روزها زندگی شان پر از حس زیبا و قشنگ است.
یکتا ناصر نوشت: دخترم معجزه تولد تو تنها ستاره درخشان روح و قلب من است در این روزگار حادثه زده.تولدت مبارک دختر خوبم.
[تعداد: ۰   میانگین: ۰/۵]
۰ ۰ رای
Article Rating
برچسب ها

منوچهر هادی یکتا ناصر

منبع : جدولیاب

آیا واقعا در دریاچه چیتگر تمساح وجود دارد؟ + عکس

بروز شده در تاریخ آذر ۲۴, ۱۳۹۹ مطالب پیشنهادی


آیا واقعا در دریاچه چیتگر تمساح وجود دارد؟ + عکس

رئیس کمیته محیط زیست و خدمات شهری شورای شهر از مشاهده رد پای تمساح در دریاچه چیتگر خبر داد و گفت: شواهدی از جمله نوعی رد پا وجود دارد که باعث به وجود آمدن تردیدهایی در وجود داشتن این حیوان در دریاچه شده و به همین دلیل، طعمه‌گذاری‌هایی انجام شده تا اگر چنین موضوعی صحت دارد، هرچه سریع‌تر موضوع شفاف شده و امنیت شهروندان و آسایش خاطر آنها فراهم شود.

پایش مستمر دریاچه

رئیس اداره حفاظت محیط زیست شهر تهران نیز گفته موضوع مطرح شده درباره مشاهده ردپای تمساح در دریاچه چیتگر تخصصی نیست، در پی این موضوع دریاچه چیتگر در حال پایش است.

این حیوان اصلا نمی تواند در این دریاچه زندگی کند، تمساح برای استراحت و خوردن غذا باید به سطح آب و خشکی بیاید که هنوز در مشاهدات و بررسی های سازمان محیط زیست این موضوع مشاهده نشده است.

ممکن است کسی این حیوان را در این دریاچه رها کرده باشد، اما به هر حال شرایط زیستی این حیوان با این محیط سازگار نخواهد بود.

با وجود اینکه دریاچه چیتگر هم اکنون تعطیل است، فرصت مناسبی برای بررسی دقیق این موضوع خواهد بود.

[تعداد: ۰   میانگین: ۰/۵]
۰ ۰ رای
Article Rating

منبع : جدولیاب

ماجرای عجیب کیا فرزندخوانده باران نیکراه چیست؟ + عکس

بروز شده در تاریخ آذر ۲۳, ۱۳۹۹ مطالب پیشنهادی


ماجرای عجیب کیا فرزندخوانده باران نیکراه چیست؟ + عکس

باران نیکراه مجری و گوینده، استوری عجیبی را در اینستاگرامش منتشر کرد که در فضای مجازی واکنش های فراوانی را به همرا داشت و تعجب خوانندگان را برانگیخت! او در این استوری نوشت پسری را که دارای خانواده است و فقط چندسال ناقابل از خودش کوچکتر است را به فرزندخواندگی قبول کرده و حالا از دیدنش و مرد شدنش حظ می برد!

جالبتر آن که به فالوئرهایش هم پیشنهاد میکند که تا می توانید برای خودتان دختر و پسر ناتنی قبول کنید!

این استوری عجیب و غریب را در ادامه ببینید:

 

[تعداد: ۰   میانگین: ۰/۵]
۰ ۰ رای
Article Rating
برچسب ها

باران نیکراه

منبع : جدولیاب



خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی روزگاری در چکوروا + عکس

بروز شده در تاریخ آذر ۲۳, ۱۳۹۹ مطالب پیشنهادی


سریال روزگاری در چکوروا محصول سال ۲۰۱۸ می باشد. سریال ترکی زندگی در چکوروا به کارگردانی Murat Saracoglu و Faruk Teber در ژانر درام رمانتیک است. این مجموعه با نام ” زمانی در چوکوروا ” نیز در ایران و با نام های Tierra amarga, Once Upon a Time in Cukurova در ترکیه شناخته می شود.
بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Vahide Perçin, Murat Ünalmış, Uğur Güneş, Hilal Altınbilek, Bülent Polat, Sibel Taşçıoğlu, Turgay Aydın, Selin Yeninci, Selin Genç, Polen Emre, Mehmet Kara و Serpil Tamur

سریال ترکی روزگارانی در چکوروا
سریال ترکی روزگارانی در چکوروا

خلاصه داستان سریال ترکی روزگاری در چکوروا

داستان این سریال به این شکل است که در حدود سال های ۱۹۷۰ میلادی در استانبول دو جوون که خودشون رو برای ازدواج حاضر میکردن با اتفاقی مواجه میشن که اصلا انتظارش رو نداشتن. ییلماز بخاطر زلیخا دست به قتل میزنه و مجبور به فرار میشه و زلیخا هم اونو تنها نمیذاره. دست تقدیر این دو رو به چوکوروا میکشونه. این دو جوون که با وجود تمام مشکلات مصمم بودن همچنان عاشق هم باشن ولی بعد از آشنایی با خانواده ی یامان که ارباب چوکوروا و صاحب مزارعی که ییلماز و زلیخا در اون کار میکردن بودن، همه چیز تا ابد عوض میشه.
این داستان داستان زندگی ییلمازی است که بخاطر عشقش قاتل شدن رو به جون میخره و داستان زلیخایی که بخاطر عشقش خودش رو مجبور به ازدواجی میکنه که نمیخواد و از طرفی داستان مادر ارباب “هونکار یامان” که برای حفظ گذشته ی پر زرق و برق و همچینین تنها پسرش میجنگه و اربابی که چنان عاشق زلیخا میشه که حتی حاضره برای بدست آوردن عشقش اونو اسیر کنه….


قسمت ۸۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۸۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۸۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۸۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۸۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۸۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۸۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۷۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۷۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۷۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۷۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۷۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۷۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۷۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۷۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۷۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۷۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۷۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۷۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۷۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۷۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۷۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۷۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

 

قسمت ۷۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۷۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۷۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۷۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۶۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۶۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۶۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۶۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۶۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۶۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۶۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۶۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۶۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۶۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۶۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۶۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۶۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۶۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۶۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۵۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۵۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۵۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۵۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۵۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۵۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۵۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۵۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۵۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۵۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۵۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۵۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۵۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۵۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۴۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۴۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۴۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۴۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۴۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۴۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۴۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۴۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۴۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۴۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

 

قسمت ۴۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۴۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۴۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۴۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۴۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۳۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

 

قسمت ۳۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۳۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

 

قسمت ۳۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

 

قسمت ۳۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۳۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

 

قسمت ۲۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

 

قسمت ۲۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

 

قسمت ۲۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

 

قسمت ۲۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

 

قسمت ۲۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۲۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۲۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

 

قسمت ۲۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۲۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

 

قسمت ۲۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۲۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

 

قسمت ۲۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۲۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

 

قسمت ۲۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۲۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

 

قسمت ۱۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۱۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۱۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۱۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۱۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۱۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۱۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۱۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۱۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۱۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۱۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۱۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۱۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۱۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۱۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۱۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۱۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۱۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

 

قسمت ۱۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۱۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۱۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۱۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۱۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۱۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت 10 سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۱۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۱۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

پلیس ها به اتاق ییلماز می روند اما اتاق خالی است. انها در حال گشتن هستند که تمامی اهالی از سر و صدا بیدار می شوند. زلیخا به شدت نگران و آشفته است و دعا می‌کند که ییلماز هرکجا که هست فرار کند. خانم بزرگ مقابل ژاندارم به روی خودش نمی آورد و در مورد علت آمدن آنها سوال میکند. آنها می‌گویند که ییلماز به جرم قتل در استانبول تحت پیگرد است و به آنها گزارش داده اند که در ویلای یامان ها پنهان شده است. همه از شنیدن این حرف شوکه می شوند. ییلماز که برای پنهان کردن شناسنامه ها و مقداری پول به نیزار همیشگی رفته بود،هنگام برگشت پلیسها را میبیند و پا به فرار می‌گذارد، اما آنها ییلماز را می‌بینند و گیر می اندازند. زلیخا با آشفتگی دنبال ماشین پلیس افتاده و تا ژاندارمری می دود تا بتواند ییلماز را ببیند. خانم بزرگ نیز بخاطر زلیخا به آنجا می رود و او را به خانه برمیگرداند. او زلیخا را آرام می‌کند و می‌گوید که راز آنها در مورد اینکه آنها خواهر و برادر نبودند باید بین خودشان بماند. زلیخا ماجرای علت قتل را برای خانم بزرگ تعریف میکند و میگوید که ییلماز گناهی ندارد و بخاطر او کسی را کشته است.

خانم بزرگ در حال تمیز کردن زخم پاهای زلیخا است که بخاطر پیاده دویدن تا ژاندارمری زخمی شده. او خودش با قاشق سوپ در دهان زلیخا میگذارد و ثانیه با دیدن این صحنه ها شوکه و عصبانی می شود و وقتی به آشپزخانه برمیگردد، میگوید که مطمئن است کاسه ای زیر نیم کاسه است ،زیرا خانم بزرگ باید زلیخا را از ویلا بیرون کند. کمی بعد خانم بزرگ به آشپزخانه آمده و نسبت به بی گناهی زلیخا و تنها بودن او حرف می زند. ثانیه و فادیک که تازه از بی آبرو شدن ییلماز و زلیخا خوشحال شده بودند، بیشتر ناراحت می شوند و حرصشان میگیرد. صبح روز بعد، ییلماز را از آدانا به زندان استانبول انتقال می‌دهند. در سلول او، زندانی های باجگیری هستند که به ییلماز تخت نمیدهند و از او پول می‌خواهند. ییلماز که پولی ندارد مجبور است روی زمین بنشیند. خانم بزرگ برای سر زدن به حیوانات طویله به همراه غفور می رود و برای اینکه غفور را نسبت به اینکه در مورد عاشق و معشوق بودن ییلماز و زلیخا سکوت کند و به کسی چیزی نگوید، یکی از گاوهای خوبشان را به غفور می بخشد. غفور که نیت خانم بزرگ را نمیداند، خوشحال شده و با غرور به خانه می رود و به ثانیه خبر میدهد که خانم بزرگ قدر او را دانسته و بخاطر زحماتش به آنها گاو داده است.

قسمت 8 سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

شب، زلیخا که از لو رفتن ییلماز میترسد و عکس او را روی روزنامه دیده بود ، به اصرار از ییلماز میخواهد که هر چه زودتر از آنجا بروند. ییلماز میگوید که تا آخر هفته، به محض گرفتن شناسنامه ها می روند‌. صبح روز بعد، یکی از افراد ناجی که همه جا را به دنبال ییلماز میگردد، به ویلای یامان ها رسیده و با خانم بزرگ رو به رو می شود. او سراغ ییلماز را از خانم بزرگ میگیرد و عکس او را نشان میدهد. او در مقابل کنجکاوی خانم بزرگ میگوید‌‌ که ییلماز آدم کشته و سپس به همراه زلیخا متواری شده است. خانم بزرگ شوکه می شود اما با این حال به روی خودش نمی آورد و میگوید که او را نمی‌شناسد و آن مرد می رود. زلیخا در حال تمیز کردن دست‌ شویی است که دوباره حالت تهوع گرفته و حالش بد می شود. او دستش را روی شکمش گذاشته و با ناراحتی نگران این است که در این وضعیت حامله نباشد. خانم بزرگ که داخل آمده، از لای در زلیخا را می‌بیند و متوجه حال بد او شده و حدس می زند که او باردار است. فیلیز به پیشنهاد شرمین، به ویلا می آید تا زندگی جدید و بارداری اش را به رخ خانواده یامان بکشد. همه خدمتکاران با دیدن شکم برآمده فیلیز شوکه می شوند. فیلیز داخل رفته و سعی دارد خانم بزرگ را حرص بدهد. خانم بزرگ با خونسردی از او پذیرایی می‌کند.فیلیز به بهانه پس دادن هدیه ای قدیمی به آنجا آمده است. خانم بزرگ که میداند او به دلیل دیگری آمده، به فیلیز طعنه می زند و میگوید که او اگر واقعا خوشبخت بود، برای به رخ کشیدن چیزی به آنجا نمی آمد. فیلیز حرصش گرفته و از آنجا بیرون می آید. غفور به چکوراوا رسیده و با هیجان، پیش خانم بزرگ آمده و ماجرا را تعریف میکند. او میخواهد ییلماز و زلیخا را از آنجا بیرون کند، اما خانم بزرگ به او میگوید که او نباید هیچ واکنشی نشان دهد و هیچکس نباید این موضوع را بداند تا زمانی که وقتش برسد. سپس قرآن درآورده و از غفور میخواهد قسم بخورد که این موضوع بین خودشان میماند.
خانم بزرگ نگران است که حالا با آمدن فیلیز، خبر حاملگی او همه جا پر شده و انگ عقیم بودن به دمیر زده خواهد شد. او نمیخواهد به هیچ وجه به اعتبار پسرش آسیبی وارد شود. او با یادآوری بارداری زلیخا، فکرهایی به ذهنش می رسد.

شب در خانه غفور، ثانیه سعی دارد از زبان غفور حرف بکشد، اما غفور چیزی در مورد ییلماز به او نمی‌گوید. زلیخا غذای ییلماز را داخل سینی به اتاقش می برد و میخواهد در کنار او غذا بخورد. همان لحظه، گولتن با ذوق به اتاق ییلماز می آید و به زلیخا میگوید که دمیر او را به اتاقش صدا می زند. ییلماز حرصش گرفته و میخواهد بداند دمیر با زلیخا چه کار دارد، اما گولتن چیزی نمی‌داند. زلیخا از نشستن گولتن در اتاق ییلماز عصبی شده و به ناچار بیرون می آید. در اتاق دمیر، او کتابخانه بزرگش را به زلیخا نشان داده و به او کتاب برای خواندن پیشنهاد میدهد. وقتی زلیخا بیرون می آید. ییلماز او را صدا زده و در مورد رفتن پیش دمیر از او سوال میکند. زلیخا میگوید که دمیر برای مرتب کردن و نظافت کتابخانه او را صدا زده بود. صبح، زلیخا در حال خوردن دمنوشی برای سقط حاملگی‌ احتمالی است. خانم بزرگ به آشپزخانه آمده و با دیدن دمنوش زلیخا بی مقدمه از او سوال میکند که آیا او باردار است؟ زلیخا شوکه شده و لیوان از دستش می افتد. ییلماز، دمیر را که قرار است برای یک هفته به هلند برود، به سمت فرودگاه می برد. او هنگام برگشت، شناسنامه های آماده شده را از آدانا میگیرد. داخل شناسنامه، او و زلیخا هویت جدیدی دارند و زن و شوهرند. ییلماز با خوشحالی به خانه آمده و می خوابد. نیمه شب، خانم بزرگ که دو دل است، دل به دریا زده و با ژاندارمری تماس میگیرد.او ییلماز را معرفی میکند و کمی بعد، پلیس ها به خانه ریخته و دم اتاق ییلماز می روند.

قسمت ۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

دمیر به همراه زلیخا که حالش بهتر است، بقیه افرادی که حالشان وخیم است را به بیمارستان می برند و به آنها رسیدگی میکنند. دمیر از دیدن رسیدگی زلیخا به بچه ها، خوشش می آید. او با خانه تماس میگیرد و میگوید که همه بیماری واگیردار گرفته اند. او با عصبانیت سراغ غفور را می‌گیرد، زیرا او را به خاطر عدم رسیدگی و ندادن غذای مناسب به کارگران مقصر می داند. خانم بزرگ که نمیخواهد دمیر بفهمد غفور به استانبول رفته، به بهانه قطع و وصل شدن صدا، تماس را قطع میکند. دمیر به همراه زلیخا به سمت چکوراوا برمیگردند. در راه، زلیخا کتابی در ماشین دمیر می بیند. دمیر میفهمد که او به کتاب علاقه دارد و آن کتاب را نیز خوانده است. ناگهان حال زلیخا بد شده و گوشه خیابان بخاطر حالت تهوع پیاده می شود. دمیر اصرار دارد تا به بیمارستان برگردند اما زلیخا راضی نمی شود. دمیر او را به رستورانی می برد تا کمی استراحت کند و سپس حرکت میکنند.

آنها نزدیکی مزرعه، ییلماز را در حال برگشت می بینند. زلیخا از واکنش ییلماز بخاطر دیدن او و دمیر می ترسد. ییلماز با تعجب به آنها نگاه میکند و سپس سوار ماشین دمیر می شود تا داخل مزرعه بروند. دمیر و ییلماز به محله کارگران می روند تا به بقیه بیماران سر بزنند. دمیر از ییلماز میخواهد که تا پیدا شدن غفور، او مسئول کارگران باشد و به آنها رسیدگی کند. سپس به خانه برمی‌گردد.او از مادرش سراغ غفور را میگیرد. خانم بزرگ به بهانه شناخت مشتری جدید، میگوید که غفور را به استانبول فرستاده است. با این حال دمیر چنین کاری را معقول نمی‌داند و برایش عجیب است. در خانه شرمین، او با دخترش که در پاریس دانشجو است تلفنی صحبت کرده و بعد از قطع تماس از شوهرش مبلغ زیادی را برای دخترشان میخواهد.شوهرش که از چشم و همچشمی زنش و مخارج زیاد او کلافه شده، میگوید که پولی ندارد. روز بعد، شرمین به خانه خانم بزرگ رفته و طلب پول میکند. خانم بزرگ از پول گرفتن های مداوم شرمین خسته شده و به او کنایه می زند. با این حال میگوید که پول را میدهند.

در استانبول، غفور خانه اوستا را پیدا کرده و به آنجا می رود. اوستا بعد از رفتن ییلماز، بخاطر کتکهای افراد ناجی زمینگیر شده و توانایی تکلم ندارد. آنها تعمیرگاه اوستا را نیز بخاطر لو ندادن ییلماز، تصاحب کرده اند زن اوستا که فکر میکند غفور دوست اوست، تمامی واقعیات را برای غفور تعریف میکند. اوستا سعی دارد به او بفهماند که سکوت کند، اما زنش متوجه نمی شود. غفور با شنیدن داستان ییلماز و اینکه زلیخا خواهر او نیست، شوکه می شود. او از اینکه با دست پر به چکوراوا برمیگردد خوشحال است.

قسمت 6 سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

وقتی ییلماز و زلیخا سر قرار همیشگی پنهانی خود می روند، ییلماز از زلیخا میخواهد که فعلا مدتی تحمل کند تا او بتواند با پولهایی که از خانم بزرگ گرفته، دنبال کارهای شناسنامه برود. هنگامی که زلیخا به ویلا برمیگردد، خانم بزرگ از پنجره آنها را می‌بیند و با خودش فکر میکند که باید داستان آنها را بفهمد. ییلماز به اتاقش رفته و با دیدن دمیر که منتظر او بوده، شوکه می شود. او در جواب اینکه کجا بوده، میگوید که پیش زلیخا بوده و با او حرف میزده،زیرا زلیخا از کارکنان آشپزخانه ناراضی است و او را اذیت میکنند، برای همین او میخواهد که هرچه زودتر بروند. دمیر میگوید که مشکل را حل میکند و اجازه نمی‌دهد کسی آنها را اذیت کند. سپس از دمیر میخواهد چند روزی در اتاقش نباشد تا آنجا را سمپاشی کنند، زیرا وضعیت مناسبی برای ماندن ندارد.
صبح، دمیر از مادرش میخواهد که به افراد آشپزخانه گوشزد کند که زلیخا را اذیت نکنند. خانم بزرگ از توجه بیش از اندازه دمیر به ییلماز و زلیخا متعجب می شود. دمیر از ییلماز میخواهد او را به شهر برساند. او در بین راه، در مورد خانواده و زندگی ییلماز و زلیخا سوال میکند‌. ییلماز نگران می شود که دمیر به آنها شک کرده باشد. خانم بزرگ سر زمین های کشاورزی می رود. غفور که خوابیده، با فهمیدن آمدن خانم بزرگ سریع بلند شده و تظاهر به رسیدگی به کارگران میکند.

خانم بزرگ از غفور میخواهد که برای اینکه از زندگی ییلماز و علت آمدنش به آنجا سر در بیاورد، به استانبول برود ‌و تحقیق کند. او از غفور قول میگیرد که این مسأله را به کسی نگوید. با این حال غفور برای ثانیه تعریف میکند. ‌ شب، زلیخا برای دیدن ییلماز به بخش کپر نشین مزرعه می رود. ییلماز میگوید که دمیر از او سوالات عجیبی می پرسیده و قصد داشت در مورد خانواده آنها بداند. همان لحظه، آنها متوجه گریه یکی از بچه های کارگران می شوند و زلیخا سعی دارد بچه را که تب کرده، آرام کند. زلیخا تا صبح بالای سر بچه میماند تا تب او پایین بیاید. صبح،ییلماز به آدانا می رود تا مسأله شناسنامه را حل کند. زلیخا که تا صبح نخوابیده، ناگهان از حال می رود. وقتی مادر بچه از کپر بیرون می آید تا دنبال کمک برود، متوجه می شود که تمامی اهالی مریض شده و هر یک در گوشه ای در حال استفراغ هستند. خبر به خانه می رسد و دمیر و مادرش به سرعت به محله کارگران می روند و با دیدن وضعیت اسف بار آنجا شوکه می شوند. خانم بزرگ که از قبل به شرمین سپرده بود تا شوهرش را که دکتر است برای کنترل کارگران بفرستد، با عصبانیت دم خانه شرمین می رود و صباح الدین، شوهر او را دعوا میکند. صباح الدین اظهار بی اطلاعی میکند و میفهمد که شرمین به عمد به او خبر نداده است. او سریع حاضر شده و برای رسیدگی به محله می رود. ییلماز به آدانا رفته و پیش کسی که اوستا به او سپرده بود می رود تا سفارش شناسنامه جدید بدهد. او که پولش کم است، نیمی از پول را پرداخت می‌کند تا هفته بعد بقیه پول را تهیه کند. سپس به طلا فروشی می رود و دوباره برای خودش و زلیخا حلقه می خرد و به سمت چکوراوا برمیگردد.

قسمت ۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

همان لحظه، ییلماز و زلیخا از سر و صدای افرادی که دنبال حامینه میگردند، به خودشان آمده و بلند می شوند. مادر دمیر برای اینکه آنها او را نبینند، سریع تر از آنجا می رود. کارگران حامینه را در حالی که میخواهد خودش را داخل دریاچه بیندازد پیدا می‌کنند. مادر دمیر خودش را به آنجا رسانده اما حامینه خود را داخل آب می اندازد.‌ همه با حیرت نگاه کرده و کاری نمی‌کنند. ییلماز سریع خودش را به دریاچه رسانده و بی درنگ داخل آب می پرد و حامینه را نجات میدهد. آنها حامینه را داخل خانه برده و زلیخا او را خشک میکند و به او رسیدگی میکند. مادر دمیر از ییلماز بخاطر این کار تشکر میکند. غفور با عصبانیت دم در خانه ایستاده و ثانیه او را بخاطر اینکه داخل آب نپرید و حالا ییلماز نور چشمی خواهد شد، شماتت میکند. هنگامی که ییلماز بیرون می آید، غفور دوباره با او بحث کرده و برای او خط و نشان میکشد که برای او دردسر درست خواهد کرد. در آشپزخانه نیز، ثانیه و فادیک، کارگر دیگر آشپزخانه، مدام زلیخا را اذیت میکنند. گولتن که به ییلماز علاقه دارد، مدام سعی دارد خودش را به ییلماز نزدیک کند.

زلیخا از دیدن این صحنه ها عصبی شده و حرص میخورد. دمیر شب را پیش یکی از دوستان خود می رود و مشغول صحبت و درد دل می شوند. او در بین حرفهایش ، از دختری میگوید‌ که به او علاقه مند شده و زلیخا نام دارد، اما اطلاعات بیشتری نمی‌دهد. آنها همچنین در مورد ازدواج و بارداری فیلیز حرف می زنند. دمیر میگوید که این ازدواج با وجود اختلافهایش زودتر از اینها باید به پایان می رسید. صبح، وقتی دمیر برمیگردد متوجه ماجرای دیشب می شود. او زلیخا را پیش حامینه می بیند و از او بخاطر رسیدگی به حامینه تشکر کرده و تعریف میکند. زلیخا از شنیدن حرفهای دمیر دستپاچه می شود. همان لحظه، ییلماز جلو آمده و دمیر از او بخاطر نجات دادن حامینه تشکر میکند و سپس می رود.

ییلماز حس میکند که زلیخا نسبت به دمیر معذب است و دمیر حرفی به او زده است، اما زلیخا چیزی به روی خودش نمی آورد. خانم بزرگ، مادر دمیر به ییلماز بخاطر کاری که انجام داد، مبلغی پول می دهد. زلیخا نگران برخوردهای دمیر است و همچنین از اذیتهای ثانیه و فادیک به ستوه آمده است. او در آشپزخانه میگوید که آنها ماندنی نیستند و به زودی از چکوراوا می روند. گولتن به بهانه غذا بردن برای ییلماز به اتاق او رفته و بابت اینکه از زلیخا شنیده است که آنها قرار است بروند، ابراز ناراحتی میکند. سپس بی مقدمه به ییلماز ابراز علاقه میکند. ییلماز شوکه شده و به بهانه ای موضوع را عوض میکند.

قسمت ۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

خانواده غفور وقتی می فهمند که زلیخا به این سرعت به داخل خانه راه پیدا کرده، به شدت حسادت می‌کنند و دنبال اذیت کردن زلیخا و ییلماز هستند. غفور به عمد سر زمین، از ییلماز زیاد کار میکشد و او را اذیت میکند. ثانیه نیز که در آشپزخانه خانه دمیر کار میکند، زلیخا را اذیت میکند و مدام به او طعنه می زند.
دمیر به خانه آمده و زلیخا را در حال غذا دادن به مادربزرگش می بیند و با لبخند محوی مشغول تماشای او می شود. مادر دمیر، متوجه احساسی از طرف دمیر نسبت به زلیخا می شود. مادر دمیر‌ به غفور میگوید که سهیمه مواد خوراکی کارگران زمین را دو برابر کند و همچنین از این به بعد از آنها پول برق نگیرد. زلیخا که در حال چای بردن برای او بوده، از پشت در این حرفها را می شنود.
غفور، کمتر از موادی که مادر دمیر گفته بود را برای پخش به خانه کارگران می برد، و همچنین از پول برق صحبتی نمیکند. ییلماز که این قضیه را از زلیخا شنیده بود، متوجه دزدی غفور می شود. دمیر بالای سر هواپیمای خود است و از تعمیرکار میخواهد او را تعمیر کند، اما تعمیرکار متوجه مشکل نمیشود.

دمیر از ییلماز که آنجا ایستاده میخواهد نگاهی به موتور هواپیما بیندازد. ییلماز متوجه مشکل می شود و دمیر از او تشکر می‌کند. او ییلماز را همراه خودش به گاراژ می‌برد و از او میخواهد که به ماشین قدیمی پدرش رسیدگی کند و از این به بعد راننده او بشود. ییلماز که از ماشین خوشش آمده، خوشحال می شود و از دمیر تشکر میکند. وقتی غفور متوجه می شود که ییلماز در گاراژ دمیر است، به آنجا می رود و دیگر نمیتواند جلوی خودش را بگیرد. او با ییلماز بحث میکند و او را تهدید میکند که باید از آنجا برود. ییلماز که خوب میداند غفور از بودن او و محبوبیتش می ترسد، میگوید که هیچ جا نمی رود و غفور نیز منتی سر او ندارد زیرا از ابتدا قصد نداشت برای آنها کاری پیدا کند. وقتی غفور ییلماز را تهدید میکند، ییلماز میگوید که در این صورت در مورد پول برق و مواد غذایی که به کارگران نمی‌دهد به دمیر خواهد گفت. غفور جا میخورد و با حرص بیرون می رود. در محوطه خانه، همه مشغول آماده سازی بساط مراسم عقد کارگران هستند. این رسم را خانواده دمیر‌ هر ساله برای به هم رساندن جوانان و کمک به آنها برای تشکیل زندگی انجام میدهند. .

مادر دمیر از ثانیه، زن غفور میخواهد که به تکمیل جهیزیه ها کمک کند و برای شب نیز گوسفندهای اضافه برای کارگران سر زمین سفارش دهد. او کارهای میز پذیرایی را به زلیخا می سپارد. ثانیه از این که مادر دمیر، کارهای سابق او را به زلیخا می دهد، حرصش میگیرد. شب در مهمانی خانه،شرمین از یکی از مهمانها می شنود که زن سابق دمیر، فیلیز را که بخاطر اختلاف و همچنین باردار نشدنش از یکدیگر جدا شده بودند، به همراه شوهر جدیدش در استانبول دیده و از شکمش پیدا بود که باردار است. شرمین از روی بدجنسی، خوشحال شده و این خبر را به مادر دمیر می دهد تا به او بفهماند که مشکل از دمیر بوده است. او شب در خانه خودشان که گوشه ای از مزرعه اس، با خوشحالی این خبر را به شوهرش میدهد و میگوید که حالا دیگر تنها وارث مزرعه بعد از دمیر، دختر آنها خواهد بود. شوهر شرمین از بدجنسی او ناراحت می شود. روز بعد، حیاط برای انجام مراسم عروسی دسته جمعی آماده است و همه به شدت مشغول کار هستند. مراسم برگزار شده و همه جوانان به عقد یکدیگر در می آیند. زلیخا با حسرت از اینکه خودش و ییلماز هنوز با هم ازدواج نکرده اند، به آنها نگاه میکند.

بعد از مراسم، دمیر به خانه دوستش می رود. ییلماز از زلیخا میخواهد که بعد از تمام شدن کارهایش، پنهانی به نیزار آمده تا یکدیگر را ببینند.
وقتی مادر دمیر به اتاق می رود تا به مادرش سر بزند، متوجه می شود که او دوباره فرار کرده است. تمام کارگران بسیج شده و همه جا دنبال حامینه، مادربزرگ دمیر می‌گردند.وقتی که مادر دمیر در نیزار مشغول گشتن است، ناگهان ییلماز و زلیخا را مشغول بوسیدن یکدیگر می بیند و شوکه می شود

قسمت ۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

غفور به آنها اتاقی میدهد و سپس به ییلماز گوشزد میکند که کار و رفاقت جداست و او از این به بعد مافوق آنهاست و باید به حرفهای غفور گوش دهد. زلیخا با دیدن اتاقک ناراحت می شود اما سعی میکند به روی خودش نیاورد تا ییلماز ناراحت نشود. ییلماز به او قول میدهد که به زودی شرایط خوبی را برای او فراهم می‌کند.

غفور در خانه، با صالحه بحث کرده و میگوید که نباید برای ییلماز کار پیدا میکرد، زیرا ییلماز با توجه به دوره سربازی، به زودی محبوبیت کسب کرده و موقعیت او به عنوان دستیار دمیر به خطر می افتد. صالحه تازه متوجه ماجرا شده و از کار خود پشیمان می شود. دمیر از اینکه ییلماز و زلیخا در محله کپر نشین مزرعه شان زندگی میکنند، ناراحت است و به مادرش میگوید که شاید بهتر باشد جای آنها را عوض کنند و یا بیشتر به آن محله رسیدگی شود. او همچنین میگوید که بهتر است با آنها رو در رو آشنا شوند. روز بعد، مادر دمیر، ییلماز را فراخوانده و در مورد علت آمدن آنها سوال میکند. ییلماز داستان نزول خور ها را برای او تعریف میکند. مادر دمیر‌ به این قضیه مشکوک می شود و برایش قابل باور نیست. غفور که نگران جایگاه خود است، پیش دمیر از ییلماز بدگویی کرده و او را برای کار مورد اعتماد و مناسب نمی‌داند. با این حال دمیر متوجه علت حرفهای غفور و حسادت او می شود. مادر دمیر‌ از زلیخا می خواهد که به خانه آنها برود. او که شنیده است زلیخا خیاط است، در مورد خیاطی و کارهای خانه با او صحبت کرده و سپس از او میخواهد که از این به بعد به عنوان خدمتکار و رسیدگی به کارهای مادر خودش که پیرزنی آلزایمری است، به آنجا بیاید.

او سپس از آنجایی که حس میکند نزول خوارها دنبال آنها هستند، بی مقدمه از زلیخا سوال میکند که آیا کسی دنبال آنهاست؟ زلیخا شوکه شده و چنین چیزی را رد میکند. صالحه وقتی می فهمد که زلیخا به این سرعت به خانه راه پیدا کرده و ترفیع گرفته است، به شدت عصبانی شده و دنبال راه چاره و انتقامی برای برکنار کردن زلیخا است.

قسمت ۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا 
قسمت ۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

ییلماز و زلیخا، حلقه های ازدواج خود را با قیمت پایین میفروشند تا بتوانند چند روزی با پول آن سر کنند. آنها به یک مهمانخانه ارزان‌قیمت رفته و اتاقی میگیرند.
دمیر که تعمیرکار اتوموبیل است، در شهر می‌چرخد تا کار پیدا کند، اما موفق نمی شود. او به ناچار، پیش کارگرهای روزمزد می رود تا بتواند کاری پیدا کند.

کمی بعد، یک ماشین آمده تا چند کارگر سوار کند. ییلماز از دور، غفور را میبیند که در حال انتخاب کارگر است، ولی به ماشین او نمیرسد.رغفور، دوست دوران سربازی ییلماز بوده. وقتی ییلماز اطلاعات غفور را از کارگران دیگر میپرسد، میفهمد که او در محله چکوراوا کار میکند. او سپس با خوشحالی به مهمانخانه آمده و به زلیخا میگوید که دوست قدیمی اش را پیدا کرده و میتواند از طریق او کار پیدا کند. روز بعد، آنها به محله چکوراوا می روند تا سراغ غفور را بگیرند. زلیخا که چند روزی غذای مناسب نخورده، دم در مزرعه از حال می رود. ییلماز او را داخل می برد و با رسیدگی اهالی، کمی بهتر می شود. ییلماز سراغ غفور را میگیرد و با دیدن او خوشحال می شود. زلیخا وقتی متوجه می شود که صاحب مزرعه، یعنی مادر دمیر، هر ساله دختران و پسران دم بخت مزرعه را به عقد یکدیگر در می آورد، بخاطر نداشتن شناسنامه و لو رفتن هویت ییلماز، بی مقدمه به غفور و خانواده اش میگوید که خواهد ییلماز است. ییلماز شوکه شده اما چیزی نمی‌گوید.
در خانه دمیر، که به همراه مادرش در آنجا زندگی میکند،مهمان آمده و دختر عموی دمیر ، شرمین نیز سر زده به آنجا می آید.

مادر دمیر‌ اصلا از شرمین خوشش نمی آید و او را تحمل میکند. شرمین نیز به همراه شوهرش در مزرعه چکوراوا زندگی میکند. ییلماز و زلیخا شب را در خانه غفور میمانند. غفور به همراه زن و خواهرش در خانه کوچکی داخل مزرعه زندگی میکنند. غفور، دستیار و معتمد دمیر است و کارهای مزرعه را انجام میدهد.
از نگاه های خواهر غفور مشهود است که از ییلماز خوشش آمده و زن غفور متوجه این قضیه می شود.

قسمت ۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا 
قسمت ۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

اوستا داخل آمده و حلقه ها را می‌بیند. او به ییلماز میگوید که به زودی به عنوان پدرش، برای او به خواستگاری می رود. ییلماز نگران برادر ناتنی زلیخا است که مخالف این ازدواج باشد. زلیخا، به همراه برادر ناتنی خود ولی، و زن برادرش زندگی میکند. او خیاط است و در یک خیاطی مشغول به کار است. ییلماز، زلیخا را به سینما برده و آنجا حلقه ها را به او نشان میدهد و میگوید که قرار است به خواستگاری اش بروند. زلیخا از طرفی خوشحال شده و از طرفی نگران مخالفت برادرش است. ولی در قمارخانه‌ مشغول بازی است. او طبق معمول، مبلغ بالایی را به ناجی می بازد. ناجی که میداند ولی پول ندارد، غیر مستقیم علاقه اش به زلیخا را بیان میکند و به او میفهماند که در عوض بدهی اش، زلیخا را میخواهد. چند روز بعد، افراد ناجی دم خانه ولی آمده و منتظر قرار او و تحویل دادن زلیخا هستند. ولی که راضی به این کار نیست، چاره ای ندارد و سر شب، به بهانه دوختن مانتو برای خواهر ناجی، از زلیخا میخواهد که همراه راننده ناجی به خانه آنها برود.

زلیخا از اینکه آن وقت شب باید چنین کاری انجام دهد، متعجب می شود اما به اصرار ولی سوار ماشین می شود. زن ولی که مطمئن است چیزی در این میان است، دلشوره دارد و وقتی ولی بیرون می رود تا چک های ضمانت را از ناجی پس بگیرد، سریع سراغ ییلماز می رود و ماجرا را به او میگوید. خواهر ناجی در خانه، سر زلیخا را با نشان دادن پارچه گرم میکند تا ناجی به خانه بیاید.زلیخا مشکوک است و حس خوبی به بودن در آنجا ندارد. کمی بعد، در میزنند و خواهر ناجی از اتاق بیرون آمده و به ناجی میگوید که زلیخا داخل اتاق است، سپس می رود. زلیخا متوجه قفل بودن در اتاق شده و نگران می شود. ناجی داخل اتاق می آید و به زلیخا نزدیک می شود و قصد دارد به او تجاوز کند. زلیخا داد و بیداد میکند و همان لحظه، ییلماز داخل خانه می آید تا زلیخا را نجات دهد. او با ناجی گلاویز می شود. ناجی چاقویی در می آورد و به سمت ییلماز حمله میکند. ییلماز در حین دفاع از خود، چاقو را به قلب ناجی فرو می کند. زلیخا به شدت شوکه می شود. ییلماز به همراه زلیخا سریع آنجا را ترک میکنند و به خانه اوستای ییلماز می روند و ماجرا را میگویند. نیمه شب، ییلماز به اوستا میگوید که باید از استانبول فرار کند، زیرا افراد ناجی او را پیدا می‌کنند. اوستا به او پول میدهد و میگوید که مراقب زلیخا هستند.

ییلماز وقتی که زلیخا خواب است، با ناراحتی خانه را ترک کرده و به راه آهن می رود. کمی بعد، زلیخا بیدار شده و وقتی میفهمد که ییلماز رفته است، فوری خودش را به راه آهن رسانده و به زور داخل قطار می رود. ییلماز از دیدن او شوکه می شود و میگوید که او باید برگردد، زیرا بودن با او برایش موجب بدبختی است، اما زلیخا میگوید که در هیچ حالتی ییلماز را تنها نمی‌گذارد.

[تعداد: ۱۹   میانگین: ۳.۸/۵]
۰ ۰ رای
Article Rating
برچسب ها

سریال ترکی روزگاری در چکوروا سریال ترکیه ای